امروز رفتیم مسجد ..جشن بود و همه شاد بودن ..شیرینی و شربت دادن با بغض برداشتیم
فردا تولدتونه آقا، کل ایران براتون جشن می گیرن اما خودتون نیستین
هستین البته چشمای ما یه عمره کورن......
مشتاقی و صبوری از حد گذشت یارا
گر تو شکیب داری طاقت نماند ما را
خلاصه که:
اگر از ساغر دیدار مرا جامی هست
بشتاب عمر مرا نیز سرانجامی هست...
تولدتون مباررک![]()
![]()
![]()
همین
اللهم عجل لولیک الفرج![]()
برچسب:
نویسنده: الینا کریمیان